خرید بک لینک
امید دارم به سه چیز

به دود که شاید هنوز از کنده بلند شه

به خلوت و اذان و دل معصوم

و به خدا...

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 19:55 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

كاش وسط اين روزهاي بيتابي ميفهميديم كه شبيه شما هستيم. كاش بهمان ميگفتند موفق شديد بعد از پرت شدن از عرشه كشتي، بين موجهاي وحشي دست و پا بزنيد و خودتان را نجات دهيد. كاش ته اين راه نفسگير بلند ميشدند و برايمان دست ميزدند و زير گوشمان ميگفتند كه آن رنگها فقط يك اسم بود، ميگفتند رنگ واقعي ر

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

تو دو ماه، سه بار اومدم يه حركت خفن بزنم ولي با ديوار مواجه شدم :اااا چه طرزشه خب؟ ملت چرا انقد اكتيو شدن؟ اونجا كه قرار نيست حلوا خيرات كنن كه همه انقد با عجله ميرن ثبت نام ميكنن كه. اي بابا. براي حركت اصليه به در و ديوار نخوريم صلوااااات


برچسبها: زشت
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:59 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

همه ی زندگی رو پایه ی فیدبک مثبت میچرخه. وای به حال وقتی که یکی از همین مثبتا، منفی باشه...!!
برچسبها: از پستهاي بيدردسرم
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:14 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

آدما و چیزی که توی دلشون میگذره خیلی فاصله دارن با چیزی که ما دربارشون فکر میکنیم. چقدر امید پشت حرف های امروزش بود و چقدر درد...چند بار ازم خواست که به حرف هاش فکر کنم... فکر کردم. حالا مثلا از خدا بخوام که هیچوقت ف و حال قروقاطی و اشک های شوق و حسرتش رو تجربه نکنم...
برچسبها: براي اينكه يادم نره, تلخيجات
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 14:23 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

مثلا بنویسم روزهای دوشنبه ی مشترک کلاس خودم و سمیرا و سوتی ها و خنده هاش رو عاشقم. بعد یک برچسب خوب بکوبونم پایینش...
برچسبها: خوب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:50 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

از کجا شروع شد؟ از لحظه ای که چشم هام رو باز کردم و طبق معمول هر روز آب جوش خوردم و کرم و ریمل زدم و مانتو پوشیدمو... همه چیز عادی و آروم بود جز فکر کهنه ای که داشت از همون اول صبحی سر باز میکرد. بعد توی مسیر پنج دقیقه ای یاسمی تا دانشگاه فهمیدم که قراره باز فکرهای ناخوش حمله کنن. با اینکه این رو

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

خرید ها رو که از دست س گرفتم، موقع گذاشتنشون روی صندلی از یکی از مشماها صدای خش خش دلنشین بستههای چیپس و پفک شنیدم. مزهچیپس هالوپینو رو کشیدم بیرون و با عشق بازش کردم. اولین دونهای که توی دهنم گذاشتم انگار بدترین مزه دنیا اومد زیر زبونم. تازه فهمیدم که چقدر بیمزه ست و دلیل اینکه من همیشه عاشق ا

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

برای فرداش برنامهریزی کرد و کارهایی که میخواست انجام بده رو نوشت و خوابید...

روبروی آینه انگشتهاش رو لای موهای تازه رنگشدهش برد و کیف کرد...

صبح که بیدار شد آرامشش بهمخورده بود...


برچسبها: بد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:57 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

تو پنجاه دقیقه نیمساعتش به بحث درباره ی همایون و گاو و آرایش غلیظ، روزه، انقلاب، دولت و ... گذشت و از باقیش پنج دقیقه من ساز زدم، یکربع استاد

:)


برچسبها: از پستهاي بيدردسرم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:28 توسط سهيلا |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:12

صفحه بندی